غرور و تعصب

کد شناسه :2813
غرور و تعصب

قا و خانم بِنِت (Bennet) پنج دختر دارند. جِين و اليزابت بزرگ‌تر از سه خواهر ديگر هستند و البته باوقارتر و سنگين‌تر. دو خواهر كوچك‌تر بسيار سبكسر هستند و مايه خجالت دو خواهر بزرگشان. دختر وسط (مري) تنها دختر نازيباي خانواده است بنابراين به يادگيري ساز زدن و كمالات پرداخته. چندي است كه در همسايگي‌شان در قصري به نام «نِدِرفيلد» مردي سرشناس و ثروتمند به اسم «چارلز بينگلي» ساكن شده كه بسيار بامحبت و خوش‌چهره است. خانم بِنِت مي‌كوشد تا هرطور شده مرد جوان را براي ازدواج به يكي از دخترانش مايل كند. در يك مهماني عمومي روستا، خانوادهٔ بِنِت نيز حضور دارند. آقاي دارسي، دوستِ صميمي چارلز بينگلي هم در آن جشن شركت كرده‌است. او صاحب قصري به نام پمبرلي است و مردي بسيار ثروتمند و خوش قيافه است، ولي رفتاري بسيار متكبرانه و پرغرور دارد. آن شب، جين با چارلز بينگلي آشنا مي‌شود و ارتباط عاشقانه‌اي بين آن دو شكل مي‌گيرد.
پس از آن مراسم، همه از خودبزرگ‌بيني و بدخلقي دارسي صحبت مي‌كنند؛ مخصوصاً اليزابت از رفتار او بسيار متنفر شده‌است چون دارسي، بدون اينكه بداند اليزابت حرف‌هايش را مي‌شنود، به زيبايي او توهين كرد و نپذيرفت با او برقصد.
از سوي ديگر كشيش «كالينز»، برادرزادهٔ آقاي بنت و وارث خانوادهٔ آن‌ها، قصد دارد تا با يكي از دخترعموهايش ازدواج كند. او نخست جين را برمي‌گزيند، ولي وقتي مي‌فهمد جين احتمالاً با بينگلي نامزد مي‌كند به فكر اليزابت مي‌افتد. خانم بنت هم با اين پيوند موافق است؛ چون دراين صورت ارث خانوادگي آن‌ها به غريبه‌ها نمي‌رسد. با اين حال اليزابت درخواست كالينز را رد مي‌كند و تهديدهاي مادرش را نيز ناديده مي‌گيرد. كشيش كالينز وقتي مي‌بيند كه دخترعمويش اليزابت هم براي ازدواج با او بي‌ميل است متوجه دوست صميمي اليزابت، شارلوت شده و سرانجام با او عروسي مي‌كند.
در همين روزها اليزابت با آقاي «ويكهام»، يكي از افسران هنگ نظامي كه به تازگي در نزديكي شهر ساكن شده آشنا مي‌شود. ويكهام جواني خوش‌قيافه و بسيار خوش‌برخورد است. او خود را برادرخواندهٔ دارسي معرفي مي‌كند و از دارسي به بدي ياد مي‌كند و مي‌گويد كه او مردي بدطينت است. اليزابت با شنيدن اين حرف‌ها بيشتر از دارسي متنفر مي‌شود و تلاش مي‌كند تا بيشتر از دارسي بداند و اخلاق و رفتار او را زيرنظر بگيرد تا او را بهتر بشناسد.
پس از چندي، خانوادهٔ آقاي بينگلي به‌طور ناگهاني ندرفيلد را ترك كرده و به لندن مي‌روند. اين سفر را خواهر بينگلي طراحي كرده‌است. او عاشق دارسي است و با اين حيلهٔ زنانه مي‌خواهد بين برادرش و جين فاصله بيندازد تا چارلز به خواهر دارسي علاقه‌مند شود تا بدين‌گونه دارسي را ازآنِ خود كند.
جين و اليزابت از اين موضوع باخبر مي‌شوند. اليزابت در ذهنش دارسي را مقصر اين جدايي مي‌داند.
زماني مي‌گذرد. از بينگلي و دارسي خبري نمي‌شود. جين با دايي و زن‌دايي‌اش به «خيابان گريس چرچ» در لندن مي‌رود تا شايد روحيهٔ ازدست‌رفته‌اش را بازيابد و خبري از بينگلي در لندن دريافت كند. پس از چندين هفته همچنان هيچ خبري از بينگلي نمي‌شود و او سراغي از جين نمي‌گيرد.
پس از مدتي اليزابت به ديدن دوستش شارلوت كه با كالينز ازدواج كرده مي‌رود تا مدتي مهمان آن‌ها باشد. آن‌ها در كنار املاك و اراضي خاله آقاي دارسي كه زن اشراف‌زاده و بسيار متمول ولي ازخودراضي است زندگي مي‌كنند. بعد از مدتي دارسي به آنجا مي‌آيد و با اليزابت ديدار مي‌كند. بعد از چند روز دارسي به او اظهار عشق و علاقه مي‌كند ولي اليزابت با ردّ درخواست وي، از ستم‌هاي او به ويكهام و جداسازي چارلز از جين سخن مي‌گويد. دارسي فرداي آن روز نامه‌اي به اليزابت مي‌نويسد و توضيح مي‌دهد كه چرا رابطه بينگلي را با خواهر اليزابت (جين) به هم زده‌است. او همچنين به اليزابت مي‌گويد كه ويكهام فردي هوس‌باز و دروغگوست و او قصد فريب خواهر كوچك دارسي را داشته و مي‌خواسته با او فرار كند تا به اموال او دست يابد.
چند وقت مي‌گذرد و اليزابت به همراه دايي وزن‌دايي‌اش در سفري براي بازديد به قصر معروف خانواده دارسي، پمبرلي مي‌روند. در اتفاقي عجيب در آنجا با دارسي روبرو مي‌شوند. دارسي نيز رفتار پر غرور خود را كنار گذاشته و مردي جذاب و دوست داشتني شده‌است.
ناگهان خبر مي‌رسد كه ويكهام با «ليديا» (خواهر كوچك اليزابت) گريخته‌است. دارسي ترتيبي مي‌دهد كه آن‌ها را پيدا كنند و سپس با پرداخت پول، ويكهام را وادار مي‌كند تا با ليديا ازدواج كند. خالهٔ دارسي (ليدي كاترين) به ديدن اليزابت مي‌رود و به او توهين مي‌كند و به او مي‌گويد كه حق ازدواج با دارسي را ندارد. اليزابت جلوي او مي‌ايستد و اين دارسي را اميدوار مي‌كند. اليزابت پي مي‌برد كه دارسي برخلاف ظاهر متكبر و مغرورش، قلب مهرباني دارد و به او علاقه‌مند مي‌شود. در نهايت اليزابت با آقاي دارسي و جين با بينگلي ازدواج مي‌كنند.

 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر