بي زمستان

کد شناسه :55777
بي زمستان
  • شابک :
    9786008482178
  • ناشر :
  • مولف :
  • سال چاپ :
    1398
  • قطع :
    رقعي
  • نوع جلد :
    شميز
  • تعداد کل صفحات :
    144
  • قيمت :
    370,000 ریال 314,500 ریال
موجود نیست

كتاب بي زمستان سفرنامه اي است از منصور ضابطيان به سه كشور تاجيكستان، آذربايجان و گرجستان كه تصاويري آن را مزين كرده اند. اين كتاب از سوي انتشارات مثلث به چاپ رسيده و نويسنده هر فصل از سال را در يكي از كشورهاي بالا سپري كرده است. از آن جايي كه سفر زمستاني ضابطيان به يكي از كشورهاي سردسير عملي نشد او تصميم گرفت براي جلوگيري از سپري شدن حداقل يك سال براي افزودن فصلي ديگر به كتابش آن را بدون زمستان منتشر كند و همين وجه تسميه كتابش است: بي زمستان. لحن او در دو بخش اول و آخر كتاب همان لحن هميشگي است، اما درباره آذربايجان كه سفرنامه اش به سفارش “نشنال جئوگرافي” تهيه شده كمي جدي تر سخن گفته است كه همين جديت مي تواند جذابيت هاي ويژه خود را داشته باشد. با بي زمستان كه همراه شويد بهار را در تاجيكستان، تابستان را در آذربايجان و پاييز را در گرجستان سپري خواهيد كرد.
گزيده اي از كتاب
-پگاه؟… پگاه چيه؟
و با زحمت برايم توضيح مي دهد كه آنها به فردا مي گويند پگاه و به پس فردا مي گويند فردا! نزديك بود همين اشتباه ساده كل برنامه ي سفرم را به هم بريزد.
در كلام تاجيك ها مي توان واژه هاي زيبايي پيدا كرد. واژه هاي فراموش شده اي كه روزگاري در زبان فارسي استفاده مي شدند. شباهت بعضي از اين واژه ها با واژه هايي كه قديم در خراسان استفاده مي شد دست كم براي من خاطره انگيز است. سال ها بعد از آنكه مادربزرگ مشهدي ام را از دست داده ام، حالا بعضي از واژه هايي كه استفاده مي كرد را اينجا مي شنوم. مادربزرگم هميشه به حياط مي گفت هولي. و اين واژه اينجا واژه اي بسيار رايج است كه در طول روز ممكن است بارها استفاده شود. يا مادربزرگم هيچ وقت نمي گفت باد مي آيد، هميشه به جاي واژه ي باد از واژه ي شمال استفاده مي كرد. درست مثل سهراب كه حالا مي گويد: «منصور جُن! شيشه رُ پويين بدهيد كه شِمال بوزد.»


 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر